عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
51
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
چون هم ديدار گشتند دو سپاه ، نَكَصَ عَلى عَقِبَيْهِ [ ابليس ] به پس باز گشت ، وَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ و گفت من از شما [ و زينهار شما ] بيزارم ، إِنِّي أَرى ما لا تَرَوْنَ من آن مىبينم كه شما نمىبينيد ، إِنِّي أَخافُ اللَّهَ من از خداى ميترسم ، وَ اللَّهُ شَدِيدُ الْعِقابِ ( 48 ) و خداى سخت عقوبت است . إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ منافقان در مدينه ميگفتند ، وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ و ايشان كه در دلهاى ايشان بيمارى [ شك ] بود ، غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ محمد را و ياران وى را دين ايشان ايشان را بفريفت ، وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ و هر كه پشت به خدا باز كند ، فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ( 49 ) خداى تواناييست دانا . النوبة الثانية قوله تعالى : - وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ اين معطوف است به اول سورة ، فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ . وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ اى - ما اصبتم و اخذتم من الكفار قهرا و قسرا من شىء قليل و كثير . هر مال كه غازيان و جنگيان از دست كافران بيرون كنند بجنگ و قهر ، آن را غنيمت گويند ، و هر مال كه كافران از سر آن برخيزند و بجاى بگذارند از بيم مسلمانان ، و مسلمانان فراسر آن رسند بىجنگ و بىحرب ، يا ايشان به صلح خود در پذيرند چون خراج و جزيت آن را - مال - ميگويند ، و از اين هر دو صنف خمس بيرون بايد كرد ، و آن خمس بر پنج سهم بخشيدن ، چنان كه خداى گفت جل جلاله : فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ ، نام خداى در مفتتح كلام نه از بهر آنست كه او را سهمى است ، بل كه تعظيم راست ، و تيمن و تبرك را ، و حقيقت آنست كه للَّه الدنيا و الآخرة ملكا و ملكا . پس معنى آنست كه : فان للرسول خمسه ، يك سهم رسول خدايراست ، و آن بيت المال است ، امروز با مصالح مسلمانان گردانند ، چون سد ثغور و ارزاق قضات و مؤذنان و امثال آن ، و در خبر است كه مصطفى ص آن گاه كه از خيبر بازگشته بود فرمود : تا مال غنيمت با هم آوردند قسمت را ، و گفت : ردوا الخيط و المخيط فان الغلول نار و عار ، آن گه تايى موى بدست گرفت ، گفت : انه لا يحل لى من هذا المغنم مثل هذا الا الخمس ، و الخمس مردود فيكم ،